torsdag 12 augusti 2010

نامه يك كارگر شركت اتوبوسراني واحد ايران به كنگره اتحاديه بين المللي كارگران ترانسپورت، آي تي اف


دوستان كارگر

مطلع شدم كه كنگره شما در ٥ اوت برگزار ميشود. قبل از هر چيز براي شما آرزوي كنگره اي پر از موفقيت را دارم. من بعنوان يك كارگر شركت اتوبوسراني واحد تهران كه اكنون به دليل خطرات امنيتي كه تهديدم ميكرد در كانادا زندگي ميكنم، بعنوان عضو سنديكاي شركت اتوبوسراني واحد و عضوي از اتحاديه بين المللي كارگران ترانسپورت، آي تي اف، اين نامه را به شما مينويسم.

من منوچهر مهدوي تبار كارگر شركت واحد هستم. در منطقه ١ در تهران كار ميكردم و در اعتصاب بهمن سال ٨٤ (٢٠٠٦) دستگير شدم. من و همكارانم را دستگير كردند، چون سنديكاي خود را ميخواستيم. چون براي حق و حقوقمان مبارزه ميكرديم. نزديك به هزار كارگر در اعتصاب ما دستگير و زنداني شدند. اما به ناگهان كمپيني جهاني در ١٥ فوريه ٢٠٠٦، برپا شد و قدرت اين همبستگي جهاني آنچنان بود كه در آنموقع ظرف دو روز تعداد بسياري از كارگران زنداني آزاد شدند و اين حركت تاريخي كارگري جهاني، نيروي جديدي به مبارزات ما و كارگران ايران داد. اكنون در شرايطي ديگر باز همكاران من در زندانند. ٤ نفر از اعضاي سنديكاي ما ، منصور اسانلو، ابراهيم مددي، سعيد ترابيان و رضا شهابي در زندانند. بهنام ابراهيم زاده و فعال ديگر كارگري را نيز در همين ماه گذشته دستگير كردند. اين دستگيريها در وضعيتي صورت گرفته است كه كل جامعه ايران در اعتراض و مبارزه است و مراكز كارگري زير فشار بيكارسازيها، گراني، فقر ، نپرداختن دستمزدها، در اعتراض هر روزه است. اين رهبران كارگري را زندان كرده اند تا جلوي اعتراض كارگران را بگيرند. اين رهبران را زنداني كرده اند تا سنديكاي شركت واحد را در هم بشكنند. جمهوري اسلامي از اعتراضات كارگران و گسترش آن بيم دارد. شما ديديد كه جمهوري اسلامي فرزاد كمانگر و ٤ فعال سياسي ديگر را دو ماه پيش اعدام كرد و الان جدا از ٦ كارگر زنداني تعدادي از معلمان نيز در زندانند.

اكنون كارگران ايران بيش از هر وقت نياز به حمايت بين المللي دارند. من بعنوان يك كارگر شركت اتوبوسراني واحد ايران، و عضوي از اتحاديه بين المللي كارگران ترانسپورت، ، از كنگره شما در خواست ميكنم كه وسيعترين حمايت خود را از كارگران ايران اعلام كنيد. انتظار دارم كه يك مصوبه كنگره شما حمايت از كارگران زنداني شركت واحد و ديگر كارگران زنداني و زندانياني سياسي در ايران باشد. انتظار دارم كه يك اقدام فوري كنگره شما تعيين روزي به عنوان روز اعتراض عليه سركوب كارگران در ايران و خواست آزادي همه كارگران از زندان باشد. منصور اسانلو،ابراهيم مددي، سعيد ترابيان، رضا شهابي، بهنام ابراهيم زاده و مهدي فراهي شانديز و همه زندانيان سياسي در ايران بايد فورا از زندان آزاد شوند.

منوچهر مهدوي تبار
٢٠ جولای2010

Letter from a member of Tehran's bus workers' union to 42nd Congress of ITF

Dear Colleagues,

I have learnt of the holding of your congress on August 5th 2010. Before I begin, I want to wish you a successful congress. I am writing this letter as an employee of Tehran and Suburbs Bus Company (Sherkat e Vahed), who lives in Canada for security reasons. I am also a member of the Union of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company, and a member of the International Transport Workers’ Federation, ITF.

My name is Manuchehr Mahdavi Tabar. I used to work in District 1 in Tehran and was arrested in February 2006. They arrested us only because we wanted our union and struggled for our rights. Close to one thousand were arrested and imprisoned in our strike. When the worldwide campaign started on 15th of February 2006, it resulted in the freeing of many workers in just two days thanks to the strength of the solidarity action. This historical worldwide labour action gave a new boost to our struggle and to the Iranian labour movement. Currently, under different conditions, our co-workers are sitting in prison. Three of our union members: Mansoor Osanlo, Ebrahim Madadi and Reza Shahabi have been imprisoned. Also Behnam Ebrahimzadeh and other labour activists were arrested and imprisoned during last month. These arrests have been made at a time when the whole of society is in protest and workplaces are under pressure of layoffs, inflation, poverty and unpaid wages. People are protesting on a daily basis. Labour activists and their leaders have been imprisoned to prevent labour protests. They have arrested them to crush the workers’ syndicate of Vahed Company. The Islamic Republic is scared of labour protests and fears that it could spread to other places in society. You witnessed how Farzad Kamangar and four other political activists were executed two months ago. Additionally 6 other workers and teachers are in prison right now.

Iranian workers need international support urgently more than any other time. As a worker of Vahed bus workers’ union, and a member of the International Transport Workers’ Federation (ITF), I request your congress to give its greatest support to Iranian workers. I hope that a resolution gets through at your congress in support of the imprisoned workers of Vahed Company and other jailed workers and political prisoners in Iran. I look forward to an urgent day of action proposed by your congress against worker repression in Iran and for the release of all workers and political prisoners in Iran.

Mansoor Osanlo, Ebrahim Madadi, Reza Shahabi, Behnam Ebrahimzadeh and Mehdi Farrahi Shandiz and all other political prisoners in Iran must be freed immediately.

Manuchehr Mahadvi Tabar

20 July 2010

کارگران اخراجی نوشابه سازی ساسان از حق بیمه بیکاری نیز محرومند!

نزدیک به پنج ماه از اخراج دسته جمعی کارگران شرکت نوشابه سازی ساسان در جاده قديم كرج میگذرد. در پی اجرای سیاست ضد کارگری "تعدیل نیرو" كه نام ديگري براي اخراج كارگران است٬ هفتصد نفر از كارگران اخراج شده اند و كارگران اخراجی هنوز موفق به دریافت بیمه بیکاری خود نگردیده اند. کارفرما پس از اخراج این کارگران٬ اقدام به استخدام نیروی کار جدید با دستمزد و مزایای کمتر و حذف سرويس ایاب و ذهاب و ناهار نمود. برخی از کارگران بعلت وضعیت نابسامان اقتصادی و برای ممانعت از بیکار شدن٬ حتی حاضر گردیدند٬ بعنوان کارگر ساده درشرکت بمانند٬ اما کارفرما بازهم حاضر به استخدام همگی آنان نشد و تنها با برخی از اخراج شدگان به شرط شرکت در دوره‌های آموزش فنی و حرفه‌ای به توافق رسید. کارگران با اعتراض به سیاست "تعدیل نیرو" که زندگی آنها و خانواده شان را مورد تهدید جدی قرار داده است به "سازمان تامين اجتماعی" جمهوري اسلامي مراجعه کردند تا از مقرری صندوق بيمه بيکاری استفاده کنند٬ اما دراینجا نیز با سد سازمان تامین اجتماعی روبرو شدند و بلاتکلیف بدون هیچگونه مقرری ایام بیکاری به حال خود رها شده اند.

بیکارسازی کارگران تحت هر عنوان و بهانه ای باید فورا متوقف شود. بیکارسازی کارگران و استخدام كارگراني با دستمزد پايين تر پايمال كردن ابتدايي ترين حقوق كارگران است. كارفرمايان براي گريز از افزايش دستمزد كارگراني كه سابقه كار دارند٬ آنها را از كار اخراج ميكنند و كارگران ديگري را با دستمزد و مزايای پايين تر به كار ميگيرند و دولت و قوانين نيز از اين اجحاف آشكار عليه كارگران حمايت ميكند. اين در عين حال سياستي در جهت دامن زدن به رقابت و تفرقه ميان كارگران است. کارگران کارخانه ساسان باید متحدانه در برابر این اخراج ها بایستند و با تجمعات اعتراضی شان و با شرکت گسترده خانواده ها در این اعتراضات کاری کنند، که این اخراج ها به قیمت گرانی برای کارفرما و دولت تمام شود. کارگران را بیکار میکنند، بدون اینکه از کوچکترین تامینی برخوردار باشند. باید همه کارگران بیکار و کارگرانی که تحت عناوین مختلف از کار اخراج شده اند، از بیمه بیکاری مکفی برخوردار باشند. پرداخت بیمه بیکاری مکفی و افزایش فوری دستمزدها در گام اول یک میلیون تومان را تنها به زور مبارزه مان میتوانیم به کارفرمایان و دولت تحمیل کنیم.

اتحاد سراسری علیه بیکاری، متحد شدن کارگران در مجامع عمومی شان حول خواستهای فوری خود و هم پیمان شدن تمامی بخشهای کارگری٬ تنها ضامن توقف حمله بیشرمانه کارفرمایان به معیشت فقيرانه کارگران است.

مرگ بر جمهوری اسلامی

زنده باد جمهوری سوسياليستی

حزب کمونيست کارگری ايران

۱۹ مرداد ١٣۸۹ – ۱۰ اوت ۲۰١۰