tisdag 28 september 2010
بیانیه کمپین کارگر زندانی آزاد باید گردد
Campaign Statement
Arbitrary arrests and detentions, long prison terms, violent interrogations, beatings, even use of lashing to degrade and break down, denial of medical care to sick detainees, constant harassment in the form of court summons, heavy bails and daily threats issued against the workers and their families, and the ultimate weapon of cutting workers off their livelihood by firing them, make up a brutal regime of systematic persecution of labour activists in Iran.
In May this year the regime added to its 31-year record of horrific human rights abuse by executing well-known teacher and labour activist Farzad Kamangar, along with four other political prisoners. The world’s trade unions and human rights organisations had been campaigning for Farzad’s release for years, and vehemently condemned the callous killings.
We, a group of labour activists and campaigners from Iran and around the world, have set up this campaign to highlight the plight of the workers currently in jail in Iran or under the threat of arrest and detention. The aim of the campaign is the immediate and unconditional release of all labour activists who are currently in jail. Some of us are former members of the very unions suppressed by the regime in Iran, who are continuing the fight in exile through this and other campaigns.
Our demand is clear: the terror and violence against workers in Iran must stop! Workers in Iran should be able to freely exercise their fundamental right to set up their own organisations, meet, assemble and protest as they wish, take strike action, organise and take part in rallies, etc., without fear of being arrested and thrown in jail. All jailed workers must be immediately and unconditionally freed!
The following workers are currently known to be held in various prisons and detention centres in Iran. The actual list is much longer. The whereabouts of some remain unknown (The list is regularly updated on our blogs):
From the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs United (Vahed) Bus Company:
Mansoor Ossanlou (President)
Ebrahim Madadi (Vice President)
Saeed Torabian (Spokesperson)
Reza Shahabi (Treasurer)
From the Iranian Teachers’ Trade Association:
Ghorban Ahmadi
Ali Akbar Baghani
Hossein Bastani Nejad
Mahmoud Beheshti Langroodi
Rasoul Bodaghi
Mohammad Davari
Alireza Hashemi (General Secretary)
Seyyed Hashem Khastar
Abdollah Momeni
* Another teacher, Abdolreza Ghanbari, was arrested during the mass anti-government demonstration on 27 December 2009. He has been sentenced to death.
Other detained labour activists:
Behnam Ebrahim-zadeh
Mehdi Farrahi Shandiz
We call on all trade unions and human rights organisations around the world and all individuals and organisations appalled by the horrific human rights abuse in Iran to support and sign up to this campaign.
Initial signatories:
Mamad Amiri (Labour activist, Sweden)
Davoud Aram (Labour activist, Canada)
Foroogh Arghavan (Labour activist, Canada)
Masoud Arzhang (Labour activist, Canada)
Naser Asghari (Labour activist, Canada)
Dave Bleakney (Canadian Union of Postal Workers, CUPW)
Shahla Daneshfar (Labour activist)
Pascal Descamp (Labour activist, member of CGT, France)
Salah Fallahi (Labour activist, transport workers’ union, Norway)
Morteza Fateh (Labour activist, UK)
Ahmad Fatemi (Labour activist, member of Unionen, Sweden)
Reza Fathi (Labour activist, former member of a union in Iran)
Farshad Hosseini (Labour activist, Holland)
Mehran Khorshidi (Labour activist, transport workers’ union, Norway)
Yadi Kouhi (Labour activist, France)
Mehran Mahboobi (Labour activist, Canada)
Shiva Mahboobi (Spokesperson, Campaign to Free Political Prisoners in Iran)
Manouchehr Mahdavi Tabar (Former member of the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Vahed Bus Company)
Abbas Mandegar (Labour activist, transport workers’ union, Canada)
Shahnaz Morattab (Labour activist, postal workers’ union, Germany)
Arsalan Nazeri (Labour activist, Australia)
Mohammad Nemati (Former member of the Free Union of Iranian Workers)
Saber Rahimi (Labour activist, Norway)
Reza Rashidi (Former Member of the Follow-up Committee to Set Up Free Workers’ Organisations in Iran)
Bahram Soroush (Labour activist)
Abbas Zamani (Labour activist, former member of a union in Iran)
Campaign co-ordinators:
Shahla Daneshfar
Shahla_Daneshfar@yahoo.com 0044-77798 98968
Bahram Soroush
Bahram.Soroush@gmail.com 0044-7852 338334
8 July 2010
گفتگو با عباس زماني همکار کميته همبستگي کارگري ايران در سوئد
شبي در همبستگي با کارگران ايران در مالمو
كارگر كمونيست: شما از طرف کميته همبستگي بين المللي کارگري شبي در همبستگي با کارگران ايران و در اعتراض به فشار بر روي رهبران کارگران و دستگيري ها و باخواست آزادي فوري همه کارگران زنداني و زندانيان سياسي در شهر مالمو در سوئد اعلام کرده ايد، اولين سوال اينست که مکان و جايگاه چنين فعاليت هايي را چه مي بينيد و چه اهدافي را دنبال ميکنيد؟
عباس زماني: از نظر ما بازداشت فعالين تشکل هاي کارگري در شرايطي که هر روزه بر ابعاد عدم پرداخت بموقع دستمزد کارگران و بيکاري سازي هاي آنان و تحميل فقر و فلاکت بر ميليونها خانواده کارگري افزوده ميشود، چيزي جز ادامه سياست افزايش فشار بر فعالين و رهبران کارگري براي به سکوت کشاندن آنان نيست. ما خواهان فشاري بين المللي به جمهوري اسلامي براي آزاد کردن همه زندانيان سياسي و کارگران زنداني از زندان هستيم. ما تلاش ميکنيم که وسيعترين حمايت بين المللي کارگري را از خواستهاي برحقمان جلب کنيم. از نظر ما بويژه در شرايط كنوني كه كارگران و مردم ايران بطور ميليوني عليه اين حكومت به ميدان آمده اند، و جمهوري اسلامي به اقدامات ضد كارگري خود شدت بخشيده است، امروز بيشترين زمينه براي جلب همبستگي جهاني کارگري آماده است، بايد با طومارها و بيانيه هاي اعتراضي مان جهانيان را به حمايت از مبارزات خود و همبستگي با انقلامان فرا بخوانيم. ميتوان با بيانيه هاي پرشور خود از اتحاديه هاي کارگري در سراسر جهان بخواهيم که بار ديگر با يک همبستگي جهاني و فراخوان به اعتراضي بين المللي، جمهوري اسلامي را زير فشار بگذارند که کارگران زنداني و همه زندانيان سياسي را از زندان آزاد کند.
در خارج كشور با برپايي شب هاي همبستگي با كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي، با برپايي تجمعات اعتراضي و فشار آوردن براي بستن سفارت خانه هاي جمهوري اسلامي و با تماس با تشكلهاي كارگري و نهادهاي انساندوست در سطح جهاني بايد بيشترين حمايت بين المللي را جلب كنيم. بايد با کارزاري قدرتمند و جهاني براي متوقف کردن دستگيري ها و آزادي فوري کارگران زنداني و همه زندانيان سياسي از زندان وارد ميدان شويم.
بايد با طومارها و بيانيه هاي اعتراضي مان جهانيان را به حمايت از مبارزات خود و همبستگي با انقلامان فرا بخوانيم. ميتوان با بيانيه هاي پرشور خود از اتحاديه هاي کارگري در سراسر جهان بخواهيم که بار ديگر با يک همبستگي جهاني و فراخوان به اعتراضي بين المللي، جمهوري اسلامي را زير فشار بگذارند که کارگران زنداني و همه زندانيان سياسي را از زندان آزاد کند.
در خارج كشور با برپايي شب هاي همبستگي با كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي، با برپايي تجمعات اعتراضي و فشار آوردن براي بستن سفارت خانه هاي جمهوري اسلامي و با تماس با تشكلهاي كارگري و نهادهاي انساندوست در سطح جهاني بايد بيشترين حمايت بين المللي را جلب كنيم. بايد با کارزاري قدرتمند و جهاني براي متوقف کردن دستگيري ها و آزادي فوري کارگران زنداني و همه زندانيان سياسي از زندان وارد ميدان شويم.
اگر جمهوري اسلامي در سطح بين المللي منزوي و زير فشار باشد مردم انقلابي با سهولت بيشتري ميتوانند راه پيشروي خودرا بگشايند. بايد كاري كرد كه دولتها برايشان همكاري و همراهي با حكومت اسلامي بهيچ وجه بي درد سر نباشد. بايد فضايي ايجاد كرد كه جهانيان هر مراواده اي با جمهوري اسلامي را نفرت آور و منزجر كننده ارزيابي كنند.
كارگر كمونيست: شما بعنوان کسي که در عرصه جنبش کارگري فعاليت داشته ايد و بعنوان يک فعال کارگري، در ارتباط با همين موضوع صحبتتان خطاب به فعالين کارگري چيست و فکر ميکنيد کارگران در ايران به چه اشکالي ميتوانند در برابر اين تعرضات و براي آزادي زندانيان سياسي از زندان و آزادي همکارانشان از زندان تلاش کنند؟
عباس زماني: به بندکشيدن عزيزترين انسانها يعني تلاش رژيم جنايتکاربراي حفظ وضع موجود وبه عقب راندن صف اعتراضات وانفلاب.يعني استمرار بي حقوقي وفلاکت وبه سکوت کشاندن جامعه. بايد اين ابزار را از دست جمهوري اسلامي گرفت. بايد با تبديل کردن خواست آزادي کارگران زنداني وزندانيان سياسي به خواست آحاد جامعه، راه مبارزه مان را بگشايم و اين رژيم جنايتکار به زير بکشيم .حکومت جنايتکاران اسلامي آنجا که ديگر دامنه اعتراضات راوسيع و گسترده مي بيند، سراغ فعالان جنبش کارگري مي رود و بي پروا آنهارا دستگير وروانه زندان ميکند. هدف اين اقدامات سرکوبگرانه عليه تشکل هاي کارگري، و تشديد فشاربيشتربرفعالان کارگري جلوگيري از سازمانيابي قدرتمند اعتراضات کارگري و رهبري و هدايت اين مبارزات توسط رهبرانشان است. هدف تحميل سکوت به کارگران وتسليم آنان درگردن نهادن به فقروفلاکت است. سه تشکل کارگري، اتحاديه آزاد کارگران ايران، سنديکاي نيشکر هفت تپه و انجمن صنفي کارگران برق و فلز طي بيانيه اي دستگيري سعيد ترابيان را محکوم کردند. بايد همه مراکز کارگري به اين حرکت بپيوندند و صداي اعتراض خود را عليه همه دستگيريها و فشار و تهديدها بلند کنند. همان ده تشکل کارگري که قطعنامه اول مه را دادند و دهها تشکل ديگر، تشکلهاي معلمان، دانشجويان و غيره و غيره بايد امروز با بيانيه هاي واحدي مقابل اين دستگيري ها بايستند و خواهان آزادي فوري همه زندانيان سياسي شوند. اينها فوري ترين اقداماتي است که بايد در دستور کارمان بگذاريم و من هم فراخوانم همين است.
پیام جمعی از کارگران ایران خودرو به کنفرانس سراسری کارگران اتومبیل سازی آلمان (آ.آ. اِر)
حضار محترم
ما جمعی از کارگران ایران خودرو
بزرگترین خودرو سازی کشور ایران باداشتن بیش از 30 هزار کارگر شاغل در خود شرکت وبا داشتن بیش از 150 هزار نفر در بخشهای مختلف وسهم 70درصدی بازار خودرو
در شرایطی این پیام را برای شما حضارمحترم می فرستیم که به علت شرایط خفقان وسرکوب از داشتن هر گونه آزادی وتشکل کارگری محرومیم وامکان ارسال پیام از سوی نمایندگان کارگران وجود ندارد چون ما حتی نمی توانیم از نام واقعی خود استفاده کنیم چون بلافاصله دستگیر واز کار اخراج خواهیم شد نمونه روشن آن اخراج 16 نفر از نمایندگان ما کارگران در تابستان سال 82 بود که هنوز به سر کار برنگشتند.ما مایل بودیم که نمایندگی برای شرکت در این کنفرانس بفرستیم .ولی با توجه به شرایط حاکم بر کشور ما امکان ندارد
حضار محترم
شزایط واوضاع کشور مارا با اوضاع کشور شوروی دز سالهای 1900 مقایسه کنید. مایلیم مرابت همبستگی خودمان را با مبارزات حق طلبانه دیگرکارگران سراسر جهان را در فرصت مناسبی که برگزاری کنفرانس شما فراهم کرده است اعلام کنیم اقدام شما در برگزاری چنین کنفرانسی در تقویت صف نیرومند طبقه کارگر در اعتراص به ساستهای ضد کارگر کشورهای سرکوبگر موثر وافع خواهد شد ما ضمن آروزی موفقیت برای شما کارگران از توجه تان به مبارزات کارگران ایران خودرو قدردانی می کنیم اعتقاد داریم اعلام همبستگی شما کارگران با ما به پیشبرد مبارزات ما کمکی شایانی خواهد کرد اتحاد تاریخی طبقه کارگر در قطعنامه ها وفراخوانهای مشترک و با حضور خود در روز جهانی کارگر در اول ماه می تبلور با شکوه خودرا نشان می دهد. این حضور حمایت کارگران در روز جهانی همبستگی از یکدیگر است واین همبستگی جهانی با جمایت از همدیگر می تواند و باید متحدانه و همیشه ادامه داشته باشد
ما خودرا جرئی از این جنبش عظیم می دانیم ضمن حمایت از کنفرانس شما ،تاکید میکنیم آماده هرگونه همکاری وهماهنگی در پیشبرد این مبارزات هستیم وازشما می خواهیم مارا از تجارب خود آگاه کنید
حضار محترم
وضعیت خودرو سازی در کشور ما یک صنعت وابسته به کشورهای بزرگ جهان سرمایه داری وخودروسازان بزرگ جهانی است .کار ما فقط مونتاژکاری است.
کشورهای اروپایی بازارهای کشورهایی در حال توسعه را بین خود تقسیم کرده اند بازار خودروایران را به فرانسه (پژو ورنو) داده اند علاوه بر فرانسه کشورهای دیگر مثل کره با(کیا موتور پراید)مالزی با(پروتون)ژاپن، ایتالیا ،ترکیه،روسیه،برزیل وچین در بازاز خودرو ایران حضوردارند بخران مالی یکی از چالشهای اصلی صنایع خودرو سازی ایران است بدون حمایت دولت صنایع خودرو سازی قادر به ادامه حیات نیست ساختار مریض گونه صنعت که فقط با رانت خواری می چرند ونقش سیاست در آن رل مهمی را بازی می کند باعث این مشکلات است.صنعت ایران نه سرمایه داری است نه از قانون سرمایه داری پیروی کند ونه دولتی است که از قانون دولت بهره مند باشد.
بحران مالی همیشه چون شمشیر بالا سر کارگران قرار دارد .تمام ادارات وصنایع ایران امروز از کوچک وبزرگ برای فرار از این مشکلات دیواری کوتاهتر از نیروی انسانی نمی بیند.با بهانه قرار دادن مشکلات دست به اخراج گسترده نیروهای انسانی میزنند ودوباره با تاسیس شرکتهای پیمانکاری که عمده مدیران انها از خودافراد این شرکتها هستند نیروی جدید با حداقل حقوق جایگزین میکنند.
مدیران شرکتها از این کار به چند دست اورد می رسند
1- از شر نیروهای متشکل .قدیمی خلاص می شوند.دیگر کسی مزاحم کار آنها نخواهد شد..کارگران مجبور هستند با این دستمزدهای کم به کار ادامه بدهند.وتا بیآیند به خود بیآیند وهمدیگر را بشناسند قرار داد آنها تمام واخراج می شوند واگر کسانی بخواهند بمانند ازقبل گزینش شده اند که افراد مزاحم نیستند وحاضرند با کمترین دسمرد به کار ادامه بدهند.واین بزرگترین مشکل کارگران است که مانور هر گونه چانزنی را از کارگران می گیرد واجازه تشکل یابی رابه کارگران نمی دهد.به علت امار بالای بیکاری وجود افراد آماده بکارنبود تشکل های کارگری نبود آزادیهای بیان وآزادیهای سیاسی جو خفقان واختناق سرکوبهای عریان وبیکار سازیهای صنفی مزیت بر علت این همه سیاستهای ضد کارگری می باشد
2- مدیران با دادن دستمزد کمتر با کاهش هزینه ها از بحران مالی فرار می کنند
3- با اخراج کارگران وتشکیل شرکتهای پیمانکاری توسط عوامل خود به منابع مالی بهتری دست می یابند.
حضار محترم
طبقه کارگر ایران در طول سالهای گذشته ، نه تنها تغییری در بهبود شرایط زندگی شان ایجاد نشده است بلکه روزبروز بر ابعاد فقر، فلاکت و بی حقوقی آنان افزوده گردیده است. تا آنجا که امروز سازمان جهانی کار ایران را یکی از سه کشور اصلی در دنیا میداند که کارگران در آن در بدترین شرایط کار میکنند و پایه ای ترین حقوق شان بشدت نقض میشود. وضعیت کار وشرایط زندگی حداقلی به یک معضل اساسی تبدیل شده است، نبود امنیت شغلی نبود قانون کار نبود استخدام های دایمی نبود ایمنی کار، تبعیض حقوق طبقه کارگر با سایر اقشار ، وجود شرکتهای پیمانکاری با قراردادهای موقت یکماهه و سفید امضا به تنها شکل استخدام کارگران تبدیل شده بلکه هر گونه امید کارگران را برای آیند وبازنشستگی ازبین برده است پایین بودن سطع دستمردها یعنی حداقل دستمزد کارگران چهار برابر زیر خط فقر است و میلیونها خانواده کارگری در نتیجه عدم پرداخت بموقع دستمزدهای نان آورانشان بطور دائمی در غیر انسانی ترین شرایط برای زنده ماندن خود دست و پا میزنند و موج عظیم بیکاری و خطر بیکار سازی کارگران شاغل، زندگی را بر آنان و خانواده هایشان به جهنمی غیر قابل تصور تبدیل کرده است وتنها راه برون رفت از این شرایط غیر انسانی نیاز به یک تغییرات اساسی در تمام سطوح اقتصادی و اجتماعی را میطلبد.
شرایط ضد انسانی فوق در حالی بر کارگران ایران تحمیل شده است که در طول سالهای گذشته طبقه کارگر ایران از تمامی حقوق برسمیت شناخته شده بین المللی خود محروم بوده و هر گونه اعتصاب و اعتراض کارگران و تشکل خواهی آنان با سرکوب، تهدید، بیکاری، زندان و اتهامات امنیتی مواجه شده است.
کارگران ایران خودرودر طول سالهای گذشته علیرغم وجود سرکوب و خطر زندانی شدن و بیکارسازی، در اعتراض به شرایط مشقت بار خود بارها به میدان آمده و در برخی مراکز با برپایی تشکلهای خود و اعتصابات و تجمعات بی شمار در دهها و صدها مرکز تولیدی و صنعتی نشان دادند حاضر به تحمل شرایط غیر انسانی حاکم بر کار و زیست شان نیستند. اعتصاب کارگران ایران خودرودر اسفند ماه وتیر ماه
اعتصاب کارگران ایرانخودرو دیزل در تیرماه
اعتصاب کارگران مهرکام پارس ،ایپکووساپکو از این نمونه اند ابعاد این اعتراضات را در سالهای اخیر میبنیم که بسیاری از شرکت کنندگان در اعتراضات خیابانی از زنان، جوانان و کارگران و خانوادههایشان هستند.
کنفرانس شما در شرایطی برگزار میشود که هنوز دهها نفراز فعالین کارگری اخراج ویا در زندان ویا در زیر حکم اعدام، بسیاری از دستگیر در انتظار صدور حکم و تعدادی از فعالین کارگری بصورت بلاتکلیف منتظر بازگشت به کار هستند.
ما امیدوارم خواست های ما کارگران ایران خودرو که داشتن یک زندگی انسانی و شرافتمندانه و بدور از هر گونه سرکوب و رعب و وحشت است در این اجلاس مورد بررسی قرار بگیرد و در طول کنفرانس به آن پرداخته شود.
فوری ترین و حداقل ترین این خواست های ما کارگران در شرایط حاضر عبارتند از:
1-پایان دادن به قوانین ضد انسانی سرکوب واختناق ودستگیری
2-برچیدن رندانهای سیاسی وعقیدتی وصنفی
3- آزادی بی قید و شرط آزادي بيان و آزادیهای سیاسی وآزادی اعتصاب، اعتراض، تجمع
4- آزادی بی قید و شرط ایجاد تشکلهای کارگری بدون کسب اجازه از کارفرمایان و نهادهای دولتی و پذیرفتن کلیه کنوانسیونهای بینالمللی کارگری و بر چیده شدن تمامی نهادهای غیر کارگری از محیط های کار و محاکمه سرکوبگران و نقض کنندگان حقوق کارگران
اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی
5 لغو مجازات اعدام و آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه فعالین کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی از زندان
6 لغو اتهامات کلیه دستگیرشدگان جنبش کارگری و سایر جنبشهای اجتماعی و صدور حکم منع تعقیب قضائی آنان جمعی از کارگران ایران خودرو ایران – تهران 17 شهریور 1389 – ۸/9/2010
http://ikcokar.blogfa.com/
IKKARCO@YAHOO.COMآدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید
منبع : http://ikcokar.blogfa.com
رژیم جمهوری اسلامی در بن بست سرنگونی
اضمحلال رژیم از آن زمانی شدت یافت که ظاهرا در انتخابات تقلب شد. اما آن نمایش مسخره، نامش انتخابات نبود. مضحکه اى بود که تنها در قاموس رژيمى ها، هميشه نوکران و مجيز گويان آنها، اپوزيسيون طرفدار رژيم، و رسانه هاى نوکر در اروپا و آمريکا ميتوانست “انتخابات” نام بگيرد. اين نمايش بى حقوقى و اسارت سياسى کارگران و مردم ايران بود که در نهایت آتش قیام این مردم را برافروخته تر کرد.دوره انقلاب با شروع تظاهراتهای میلیونی مردم که از خرداد سال گذشته شروع شده است رژیم اسلامی را از نظر سیاسی به چالش مرگ آوری کشید و از نظر سیاسی در بن بست سرنگونی قرار داد .انقلاب را رژیم با سرکوب وحشیانه دسته های اراذل و اوباش حزب اله وسپاه و پلیس و وزارت امنیتش وبا زندان و شکنجه و اعدام فرونشاند ام با این عمل در سطح وسیعی در ایران ومقیاس جهانی کاملا بی اعتبار و منزوی شد . ودر موقعیت ضعیف تری قرار گرفت درست در این شرایط سرکوبگریها و اعدامها و بگیروببندهای حکومت را نه با عقب نشینی بلکه با تعرض باید پاسخ گفت . پیشبرد کارزار علیه رژیم را باید در زمینه اعدامها و بگیرو ببندها وبیکار سازیها وتحمیل بی حقوقی به زنان و کارگران وتوده مردم سازمان داد . تردیدی نیست که این انقلاب انسانی بزودی این بساط توحش قرون وسطایی نظام اسلامی سرمایه را در ایران در هم خواهد کوبید.
اکنون جامعه ايران براى نفى تمام و کمال جمهورى اسلامى آماده تر و بدون توهم تر است. ديگر نه خاتمى و موسوی و نه هيچ مرتجع ديگرى قادر نيست بالانسى جديد در دعواى مردم و رژيم اسلامى ايجاد کند و براى حکومت وقت بخرد. خیمه شب بازی این جانیان که برای فریب افکار عمومی طراحی شده بودبا تشدید وپیشروی مبارزات مردم رسوا شد. از نقطه نظر جامعه ايران عمر جمهورى اسلامى تمام شده است. اسلام و حکومت اسلامى هر روز به سقوط خود نزدیک می شود.این رژیم مدام بایک بحران سیاسی و اجتماعی اعتراضات و اعتصابات و شورشهای شهری و خطر سقوط و از هم پاشیدگی قطعی روبرو است.
بگذارید جناحهای مختلف در حکومت و در اپوزیسیون برای حل مشکل حکومتیشان به سروکله همدیگر بکوبند در این میان کارگران و توده مردم راه حل خود را دارند برای مردم ریشه بی حقوقی و فلاکت اقتصادیشان وجود خود حکومت است و این مساله نیز تنها یک راه حل دارد و ان هم سرنگونی نظام اسلامی بقدرت انقلاب است.
امسال نوید آینده ای روشن برای ما و صدالبته تیره برای رژیم هار اسلامی است. در این اوضاع، رژیم اسلامی وحشی تر شده. صحبت از دست بريدن، اعدام و سنگسار است. صحبت از استفاده عيان و نمايشى از سبعيت اسلامى بعنوان يک ابزار بقاء است. اين حکومت آدمکش هاست. تابحال با قتل عام سرکار مانده اند و جز اين راهى براى بقاء خود سراغ ندارند.
اما اینک اوضاع به گونه ديگرى است. کمتر ناظر سياسى اى است که اقدامات و سياستهای اخير جمهورى اسلامى مبنى بر نمايش علنى توحش بمنظور ارعاب مردم را با صفاتى چون “مذبوحانه”، “از سر استيصال”، “وحشت زده”، “تير آخر ترکش” و “چاشنى يک انفجار اجتماعى” توصيف نکرده باشد. اين سياست خيرى براى رژيم اسلامى نداشته و ندارد. کمکى به بقاء و ثبات آن نميکتد. برعکس، آتش خشم بيکران دهها ميليون مردم کارد به استخوان رسيده را شعله ور تر ميکند. اوضاع بحرانى اقتصاد ايران، استبداد و اختناق سياسى و حاکميت ارتجاعى اسلام کثيف بر حيات مدنى و فرهنگى مردم جايى براى تمکين مردم به حکومت باقى نگذاشته است. به حکم شرايط عينى اقتصادى و سياسى مردم ايران ديگر قابل ارعاب نيستند. هر عربده کشى و قمه چرخانى اى شاید براى لحظاتى عابرين و ناظرين را محتاط ميکند، اما روز گوشمالى اين اوباش بسرعت و بسيار زودتر از آنچه خود تصور ميکنند فرا رسیده است .زمانیکه در 22 خرداد 88، دعوای جناحی رژیم اسلامی به شدیدترین حد خود در طول بخصوص 10 سال اخیر رسید، کمتر کسی از مردم فکرش را می کرد که به این اندازه این دعوا، موجبات سستی و فروریزی هرچه بیشتر این حکومت جنایتکار را فراهم کند.
امروز دیگر کاملا مشخص است، دعوای جناحی رژیم اسلامی حتی به تعبیری از یک دعوای بین دو جناح هم فراتر رفته و در درون جناحین هم، حضرات به جان هم افتاده اند. این البته مرهون موجودیت انقلاب است. انقلاب در جاییکه دیده نمی شود، دارد سنگینترین ضرباتش را هم وارد می کند. کار به جایی رسیده که انتقاد از هر بخش دولت و به هر دلیلی، تبدیل می شود به دعوایی بر سر مخالفت با آقا.
نگران این نباید بود که پس تظاهرات خیابانی چه شد؟ نباید صرفا با نگاهی آنارشیگری به انقلاب و وقایعش نگاه کرد. این درست که در نهایت، تکلیف این حکومت در خیابان تعیین می شود. اما بگذارید اینها از درون همدیگر را بدرند تا ضعیفتر شوند موش کور انقلاب کار بنیادین خود را می کند و این بار دیگر نمیتوان از آن برای چانه زنی در بالا برای نجات و حفظ نظام مورد استفاده شیادان و جانیان سرمایه قرار گیرد . اينها رفتنى اند و براى تک تک جناياتشان در دادگاههاى مردمی محاکمه شان خواهيم کرد
25 سپتامبر 2010 مالمو
صادق امیری