tisdag 28 september 2010

رژیم جمهوری اسلامی در بن بست سرنگونی

حکومت اسلامى در متن بحران عميق سياسى و اقتصادى و در مقابل نفرت مردم از آن به بن بست رسيده است. حکومت اسلامى با شمايلى وحشت زده از مردمى که در کمينش نشسته اند و با صفى در هم ريخته و بى افق، در مقابل آینده ای تیره قرار گرفته است. بی ثباتی سیاسی واقتصادی یک مشخصه ساختاری وهویتی جمهوری اسلامی است که با این حکومت همیشه همراه بوده است این حکومتی است که در سال 57 برای سرکوب انقلاب مردم زیر نورافکن مدیای سرمایه داری جهانی به صحنه کشیده شد ودر شکل یک ماشین سرکوب تمام عیار خود را سازمان داد رسالت این رژیم سرکوب انقلابی بود که کل دم و دستگاه نظام دیکتاتوری سلطنت را به لرزه انداخت .جمهوری اسلامی انقلاب را در هم کوبید اما هیچگاه نتوانست که خفقانی شبیه گورستان آریامهری را در ایران برقرار کند چرا که کارگران زنان و جوانان و توده مردم معترض اجازه ندادند .

اضمحلال رژیم از آن زمانی شدت یافت که ظاهرا در انتخابات تقلب شد. اما آن نمایش مسخره، نامش انتخابات نبود. مضحکه اى بود که تنها در قاموس رژيمى ها، هميشه نوکران و مجيز گويان آنها، اپوزيسيون طرفدار رژيم، و رسانه هاى نوکر در اروپا و آمريکا ميتوانست “انتخابات” نام بگيرد. اين نمايش بى حقوقى و اسارت سياسى کارگران و مردم ايران بود که در نهایت آتش قیام این مردم را برافروخته تر کرد.دوره انقلاب با شروع تظاهراتهای میلیونی مردم که از خرداد سال گذشته شروع شده است رژیم اسلامی را از نظر سیاسی به چالش مرگ آوری کشید و از نظر سیاسی در بن بست سرنگونی قرار داد .انقلاب را رژیم با سرکوب وحشیانه دسته های اراذل و اوباش حزب اله وسپاه و پلیس و وزارت امنیتش وبا زندان و شکنجه و اعدام فرونشاند ام با این عمل در سطح وسیعی در ایران ومقیاس جهانی کاملا بی اعتبار و منزوی شد . ودر موقعیت ضعیف تری قرار گرفت درست در این شرایط سرکوبگریها و اعدامها و بگیروببندهای حکومت را نه با عقب نشینی بلکه با تعرض باید پاسخ گفت . پیشبرد کارزار علیه رژیم را باید در زمینه اعدامها و بگیرو ببندها وبیکار سازیها وتحمیل بی حقوقی به زنان و کارگران وتوده مردم سازمان داد . تردیدی نیست که این انقلاب انسانی بزودی این بساط توحش قرون وسطایی نظام اسلامی سرمایه را در ایران در هم خواهد کوبید.

اکنون جامعه ايران براى نفى تمام و کمال جمهورى اسلامى آماده تر و بدون توهم تر است. ديگر نه خاتمى و موسوی و نه هيچ مرتجع ديگرى قادر نيست بالانسى جديد در دعواى مردم و رژيم اسلامى ايجاد کند و براى حکومت وقت بخرد. خیمه شب بازی این جانیان که برای فریب افکار عمومی طراحی شده بودبا تشدید وپیشروی مبارزات مردم رسوا شد. از نقطه نظر جامعه ايران عمر جمهورى اسلامى تمام شده است. اسلام و حکومت اسلامى هر روز به سقوط خود نزدیک می شود.این رژیم مدام بایک بحران سیاسی و اجتماعی اعتراضات و اعتصابات و شورشهای شهری و خطر سقوط و از هم پاشیدگی قطعی روبرو است.

بگذارید جناحهای مختلف در حکومت و در اپوزیسیون برای حل مشکل حکومتیشان به سروکله همدیگر بکوبند در این میان کارگران و توده مردم راه حل خود را دارند برای مردم ریشه بی حقوقی و فلاکت اقتصادیشان وجود خود حکومت است و این مساله نیز تنها یک راه حل دارد و ان هم سرنگونی نظام اسلامی بقدرت انقلاب است.

امسال نوید آینده ای روشن برای ما و صدالبته تیره برای رژیم هار اسلامی است. در این اوضاع، رژیم اسلامی وحشی تر شده. صحبت از دست بريدن، اعدام و سنگسار است. صحبت از استفاده عيان و نمايشى از سبعيت اسلامى بعنوان يک ابزار بقاء است. اين حکومت آدمکش هاست. تابحال با قتل عام سرکار مانده اند و جز اين راهى براى بقاء خود سراغ ندارند.

اما اینک اوضاع به گونه ديگرى است. کمتر ناظر سياسى اى است که اقدامات و سياستهای اخير جمهورى اسلامى مبنى بر نمايش علنى توحش بمنظور ارعاب مردم را با صفاتى چون “مذبوحانه”، “از سر استيصال”، “وحشت زده”، “تير آخر ترکش” و “چاشنى يک انفجار اجتماعى” توصيف نکرده باشد. اين سياست خيرى براى رژيم اسلامى نداشته و ندارد. کمکى به بقاء و ثبات آن نميکتد. برعکس، آتش خشم بيکران دهها ميليون مردم کارد به استخوان رسيده را شعله ور تر ميکند. اوضاع بحرانى اقتصاد ايران، استبداد و اختناق سياسى و حاکميت ارتجاعى اسلام کثيف بر حيات مدنى و فرهنگى مردم جايى براى تمکين مردم به حکومت باقى نگذاشته است. به حکم شرايط عينى اقتصادى و سياسى مردم ايران ديگر قابل ارعاب نيستند. هر عربده کشى و قمه چرخانى اى شاید براى لحظاتى عابرين و ناظرين را محتاط ميکند، اما روز گوشمالى اين اوباش بسرعت و بسيار زودتر از آنچه خود تصور ميکنند فرا رسیده است .زمانیکه در 22 خرداد 88، دعوای جناحی رژیم اسلامی به شدیدترین حد خود در طول بخصوص 10 سال اخیر رسید، کمتر کسی از مردم فکرش را می کرد که به این اندازه این دعوا، موجبات سستی و فروریزی هرچه بیشتر این حکومت جنایتکار را فراهم کند.

امروز دیگر کاملا مشخص است، دعوای جناحی رژیم اسلامی حتی به تعبیری از یک دعوای بین دو جناح هم فراتر رفته و در درون جناحین هم، حضرات به جان هم افتاده اند. این البته مرهون موجودیت انقلاب است. انقلاب در جاییکه دیده نمی شود، دارد سنگینترین ضرباتش را هم وارد می کند. کار به جایی رسیده که انتقاد از هر بخش دولت و به هر دلیلی، تبدیل می شود به دعوایی بر سر مخالفت با آقا.

نگران این نباید بود که پس تظاهرات خیابانی چه شد؟ نباید صرفا با نگاهی آنارشیگری به انقلاب و وقایعش نگاه کرد. این درست که در نهایت، تکلیف این حکومت در خیابان تعیین می شود. اما بگذارید اینها از درون همدیگر را بدرند تا ضعیفتر شوند موش کور انقلاب کار بنیادین خود را می کند و این بار دیگر نمیتوان از آن برای چانه زنی در بالا برای نجات و حفظ نظام مورد استفاده شیادان و جانیان سرمایه قرار گیرد . اينها رفتنى اند و براى تک تک جناياتشان در دادگاههاى مردمی محاکمه شان خواهيم کرد

25 سپتامبر 2010 مالمو

صادق امیری

Inga kommentarer:

Skicka en kommentar