صادق امیری
October 07, 2010صادق امیری : قطع سوبسیدها در واقع جزئی از طرح جامع تری است که در اقتصاد جهانی آنرا سیاست ریاضت کشی اقتصادی مینامند. بیکارسازیهای گسترده، حذف سرمایه گذاریهای دولتی و
خصوصی کردن همه بخشهای تولیدی و خدماتی، آزاد گذاشتن دست بازار در تعیین قیمتها و دستمزدها و در نتیجه افزایش نجومی قیمت کالاها و کاهش دستمزدها به حداقل ممکن، زدن از بیمه های بیکاری و درمانی و خدمات عمومی مثل بهداشت و آموزش و پرورش و غیره ( خدمات دولتی که در واقع قبل از هر چیز حاصل و دستاورد مبارازت کارگری برای ارتقای شرایط معیشتی خود و کل مردم حقوق بگیر بوده است) همه از اجزای دیگر این طرح است. آقایان مدعی هستند که قیمت ها کالاها باید واقعی شود، آزاد شود به زبان بشری یعنی اینکه چندین برابر شود. اما در مورد یک کالای اساسی این جامعه یعنی نیروی کار درست برعکس معتقد هستند که باید منجمد شود! این طرح اگر یکی از اهداف مثبت آن به زعم آقایان کاهش مصرف است در مورد نیروی کار درست برعکس نظر دارند. معتقدند که این یک کالا را تا میتوان باید مصرف کرد و تا میتوان و تا جا دارد با کمترین قیمت. و اگر امکان دارد آنرا هم نپرداخت. روی دیگر این طرح، مصرف تا بی نهایت کالای نیروی کار است و در عین حال پرداخت کمترین قیمت برای آن. هم اکنون این را نیز اجرا کرده اند، با تضمین نیروی امنیتی و پلیس و زندان و شکنجه و کارشناسان. برای بخش نظامی و انتظامی و امنیتی مثل ریگ پول خرج میکنند برای همچین روزهایي است که بتوانند این طرحهای خانمان برانداز را خوب اجرا کنند.
عملا و بطور واقعی اقتصاد جمهوری اسلامی ملقمه ای است از دزدی و چپاول آشکار و پنهان منابع ثروت جامعه و دسترنج کارگران و تولید کنندگان بوسیله مقامات حکومتی و اعوان و انصارشان، فساد و اختلاس و ارتشا اداری و رانت خواری و بجیب زدن سودهای نجومی از طریق بازار قاچاق و تفاوت نرخ ارز و غیره و در کنار آن بیکارسازیهای گسترده و عدم پرداخت دستمزها و بزیر خط فقر راندن بیش از هشتاد درصد مردم. ( اقتصادی که اکنون بروز مشخص و عریان خود را در سلطه مافیای اقتصادی سپاه و بسیج در قالب کارتلهای خصوصی که انحصار بخش اعظم رشته های تولیدی و خدمات را در دست دارد یافته است). قوه محرکه و هدف عمومی این اقتصاد نه سازمان دادن تولید و باز تولید متعارف سرمایه داری در جامعه بلکه حفظ موجودیت حکومتی است که مدام با یک بحران سیاسی و اجتماعی، اعتراضات و اعتصابات و شورشهای شهری و خطر سقوط و از هم پاشیدگی روبرو بوده است. اقتصاد جمهوری اسلامی عاملی است صرفا در خدمت حفظ حکومت و بساط چپاول و سرکوبش. و لذا بی ثباتی و بی آیندگی جزء جدائی ناپذیر این اقتصاد است. شرایط آنقدر متغییر و بی ثبات است که حتی خودی ترین سرمایه دارهای حکومتی به سرمایه گذاری ای که سود آور شدن آن نیازمند یک دوره گردش یکی دو ساله، وحتی کوتاه تر از آن، باشد تمایل و رغبتی ندارند. روشن است که در چنین شرایطی طرح ریاضت کشی اقتصادی و یا هر طرح دیگری که در یک شرایط متعارف سیاسی و اقتصادی ممکن است کار آئی داشته باشد، نه عملی و قابل اجرا است و نه در صورت اجرا شدن مساله ای را حل خواهد کرد. این نوع برنامه ریزیها و طرحهای اقتصادی به تن این رژیم گشاد است.
اما در برابر همه اينها من همراه دهها ميليون نفر ديگر طرح بهتري داريم. كه باعث ميشود جلوي يك عالمه خرج و مخارج و حيف و ميلهاي بيليوني و تريليوني گرفته شود و مردم هم هرچه دلشان ميخواهد مصرف كنند و رفاه داشته باشند و شاد باشند. و آن به زير كشيدن جمهوري اسلامي و كل اين سيستم بچاپ بچاپ سرمايه داري است. صبر كنيد زياد طول نميكشد كه آنرا عملي كنيم. اين اولين نقطه قدرت ماست که ما اکثريت جامعه هستيم. اکثريتي که کل ثروت و رفاه و امکانات جامعه محصول کار و خلاقيتمان است. اکثريتي که اگر متحدانه و متشکل به ميدان بياييم، ميتوانيم ده تا حکومت اسلامي را يک شبه به زانو در بياوريم. اين قدرت است که زندگي انساني، يعني همان حق مسلم ما را که زير دست و پاي يک اقليت مفتخور له ميشود ميتواند نجات دهد و زندگي انساني را از يک آرزو به يک واقعيت تبديل کند.
حالا بگذارید ببینیم حکومتی که روز 6 دی، تنها بعد از 2 ساعت مبارزه جانانه مردم در خیابانها، رهبران ریز و درشتش قصد فرار از کشور را داشتند، واقعا چقدر توانایی مقابله با شورش گرسنگان را خواهد داشت.
همین احمدی نژاد، که دارد زور میزند "طرح هدفمند کردن یارانه ها" را اجرا کند که به زبان بشری میشود طرح هدفمند کردن بدبختی و فلاکت توده زحمت کش جامعه، فکر میکنید خودش دود چراغ خورده است و این طرح را ریخته است؟ نه؛ این نسخه اسلامی و آخوندی همان نظرات فریدمن مرحوم است. در واقع این طرح "... رياضت کشي اقتصادي است که مدتهاست، از زمان تاچر و ريگان، بوسيله بانک جهاني و صندوق بين المللي پول، يعني ستادهاي اقتصادي چپاول دنيا بوسيله عظيم ترين سرمايه هاي مالي جهان، به همه کشورها ديکته ميشود. و سردمدارن فکري آن هم ميلتون فريدمن اقتصاد دان فوق ارتجاعي آمريکائي و مکتب فکري موسوم به مکتب شيکاگو است که دست پرودگانش نظير رامسفيلد و ديک چيني و نئو کنسرواتيستهاي دو آتشه اي از اين قماش، هيات حاکمه آمريکا را تشکيل ميدهند.
"اجزاء اين سياست عبارتست از: برداشتن هر نوع مانع و محدوديت حقوقي و قانوني و گمرکي و مالياتي بر سر کارکرد سرمايه، که " د ِرگوله" کردن اقتصاد ناميده ميشود، سپردن همه بخشهاي توليدي و خدماتي به سرمايه هاي خصوصي، سلب مسئوليت کامل از دولت در قبال جامعه، قطع کردن خدمات عمومي، بخشودگي مالياتي براي سرمايه داران، قطع کامل سوبسيدها، سپردن قيمتها و دستمزدها به مکانيسم بازار آزاد، و در يک کلام افسار گسيختگي بيقيد و شرط سرمايه دارها و در شيشه کردن خون مردم! تاچريسم و ريگانيسم ( آنچه ريگانوميکس ناميده ميشد) طلايه داران اين نوع اقتصاد بودند."( حمید تقوایی انترناسیونال 255)
تمام بحث بر سر اينستكه اكثريت عظيم مردم يك جامعه هفتاد ميليوني زير فشار گراني و بيكاري و فقر و نداري دارد مچاله ميشود. بيشترين فشارروي كارگران است كه مدام از كار اخراج ميشوند، دستمزدهايشان پرداخت نميشود، و گراني و قيمتهاي فزاينده قدرت خريدشان را به صفر نزديك ميكند. معلمان، پرستاران، كاركنان جزء و كلا مردم زحمتكش در شهرها و روستاها زير فشار گراني و بيكاري و فقر صدايشان بلند شده است. يك جامعه چندين ميليوني به اعتراض در آمده است اکنون دولت با حذف یارانه ها کارگران وتوده های زحمتکش را در مقابل مرگ و زندگی قرار داده است اما ازسویی اجرای این طرح برای این حکومت بازی با آتش است با اجرای این طرح میلیونها نفر به خاک سیاه می نشینند طبعا این میلیونها انسان هم اینطور خودبخود به خیابان نخواهند آمد و اگر هم بیایند کم دوام خواهد بود جنبش کارگری باید آماده این اتفاقات باشد و آنرا به شعله سرکشی تبدیل کند وتمام شیرازه این حکومت را بسوزاند
کارگران نیروی عظیمی هستند که می توانند خواسته ها و مطالبات میلیونها میلیون انسان را مطرح کنند و خود را در راس آن تبدیل به یک نیروی اجتماعی تعیین کننده نمایند .فعالین کارگری میبایست بطور جدی از فرصت و فضای تعرض و انقلابی استفاده نمایند و با تمام قدرت و یکپارچگی خواسته های مستقل طبقه کارگر را به میان مردم ببرند.بیش از هر جنبشی و هر کسی این کارگران و مبارزه آنان است که خواستار سرنگونی رژیم اسلامی سرمایه و غارتگران سفره های مردم هستند . باید و میتوان رهبری جنبش کارگری را به سطح کل جامعه تعمیم داد رژیم یک لحظه تردید نکرده است که جنبش کارگری می تواند پیگیرانه جنبش انقلابی را به سرانجام برساند.امروز رژیم هر حرکت سازمانیافته کارگری را بعنوان یک جنبش بشدت سیاسی می بیند و با تمام قدرت دستگاه های سرکوب رنگارنگ رابرای تحمیل بی حقوقی مطلق به سراغ رهبران و فعالین این جنبش می فرستد .
مبارزات صرفا اقتصادی در ایران با وجود حکومتهای دیکتاتوری مانند جمهوری اسلامی کاملا بی معنی است به ما فعالین کارگری ثابت شده است که کوچکترین خواسته صنفی از سوی رژیم بی هیچ تردیدی سیاسی تلقی میگردد و با آن وحشیانه مقابله میشود شرایطی پیش آمده است که طبقه کارگر را میتواند به صدر انقلاب در مرحله فعلی پرتاب کند.رژیم با حمله به سطح معیشیت ناچیز کل کارگران را در مقابل خود قرار داده است برای رهایی از این فشار خرد کننده واین حمله سرمایه داران مفتخور اتحاد توده عظیم کارگران لازم است .درست است که تشکل سراسری خود را نداریم اما در کوران مبارزه میتوانیم ضف خود را نیز متحد تشکل هایمان را بسازیم تجربه اعتضاب و مبارزه و تظاهرات و متشکل شدن و سازماندهی هم در میان کارگران و فعالین کارگری کم نیست و انگیزه اساسی برای پایان دادن به کل این حاکمیت واین نظام مبتنی بر چپاول و غارتگری در توده کارگران قوی است . ابتدا کارگران برسر مطالبات مشخص و روشنی که به تمام زندگیشان به بود و نبودشان به عنوان یک انسان بستگی دارد به حرکت درمی آیند .
کارگر نه بعنوان قربانی این نظام بلکه به عنوان پیشرو و پرچمدار مبارزه توده های مردم برای رسیدن به آزادی و برابری باید به میدان بیاید این عرض اندام سیاسی و اجتماعی تا کنونی تشکل های کارگری در ایران را باید باور کرد جنبش کارگری میتواند و باید فعال و گسترده و متحد ومتشکل تر از گذشته باید پرچمداری مبارزات را قدرتمندانه در دستان خود بگیرد .برای تمام این مطالبات باید جنبش کارگری را در پیشاپیش مردم معترض قرار داد وبا بالا بردن پرچم اعتراض و خواستهای رادیکال کارگری بطور وسیع و گسترده جامعه معترض را تحت تاثیر خود قرار داد .
واقعيت اينست که مبارزات کارگران يک فاکتور مهم در کشيده شدن اوضاع جامعه به وضعيت انقلاب امروز داشته اند. مبارزاتي که دستاوردهاي قابل توجهي براي کارگران داشته است. دهها نمونه از آنها را ميتوان نام برد تجربيات همه اين اعتراضات قدرتمند امروز راهنماي کل جنبش کارگري شده است.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد جمهوری سوسیالیستی
6 اکتبر 2010 –مالمو
صادق امیری
Inga kommentarer:
Skicka en kommentar