fredag 1 oktober 2010

غلام اكبري: پنبه، تحریم و یارانه

این صورت مسئله را اگر جلوی شما بگذارند چه جوابی میدهید؟ این صورت مسئله يعني ته كشيدن پنبه و تحريمها و گسترش بيكاري را برخی از دبیران و رئیسان صنایع ایران برای دولت طرح کرده اند. اولین مساله اينست: علیرضا حائری دبیر انجمن صانیع نساجی ایران اعلام کرده است که: "نیاز سالانه صنایع نساجی به پنبه حداقل ۱۵۰ هزار تن برآورد می شود و در عین حال تولید سال جاری پنبه كشور در خوش بینانه ترین شرایط به ۵۰ هزار تن بالغ خواهد شد. ... از سوی دیگر با توجه به اینکه پنبه یک محصول فصلی است، هم اکنون ذخیر پنبه واحد های ریسندگی کشور رو به اتمام است و ظرف ۱۰ روز آینده پنبه ای برای ادامه فعالیت این واحد ها وجود نخواهد داشت." (با یک حساب سر انگشتی میشود فهمید حداقل ۱۰۰ هزار تن پنبه باید وارد شود. تا كلا واحدهاي ريسندگي كلا تعطيل نشوند). اما معادله و مشكل ديگري بر سر راه قرار دارد و آن هم مساله تحريم است كه قرار بوده است در اقتصاد ايران هيچ تاثيري نداشته باشد.ن آت خبرگزاری موج: در شرایطی که وزارت جهاد کشاورزی دستورالعمل محدودیت و یا به عبارتی ممنوعیت واردات پنبه را صادر کرده است، این نگرانی وجود دارد که در آینده نزدیک ١٠٠ هزار موقعیت شغلی موجود در صنایع ریسندگی و بافندگی با تهدید مواجه شود." بيكار شدن صد هزار نفر از كارگران البته براي حكومت مساله اي نيست. حائری پیش بینی کرد: "به زودی بازار سیاه پنبه نیز در کشور شکل خواهد گرفت و در پی سوداگری عده ای افراد سودجود، قیمت تمام شده تولیدات داخلی رشد فزاینده ای را دنبال می کند." ( كسي باور ميكند كه طی حکومت ۳۱ ساله جمهوری قاچاق و بازار سیاه ، احتکار و آخوندهای ملیاردر، پنبه سفید تا حالا بازار سیاه نداشته؟ بهرحال اگر هم نداشته اكنون راهش باز شده است) علیرضا حائری دبیر انجمن صنایع نساجی ایران، با بیان این مطلب گفت: "در شرایط کنونی استمداد صنایع نساجی از دولت و به ویژه شخص رئیس جمهوری این است که در راستای جلوگیری از بروز چالش های جدی در صنایع نساجی کشور(١٠٠ هزار شغل، بایک حساب سرانگشتی میشود گفت حدود٤٠٠ هزار نفر ممکن است نانشان بريده شود) این محدودیت را لغو و به منظور حمایت بیشتر از این صنعت و رقابت پذیری واحدهای تولیدی، حتی واردات پنبه از دیگر کشورها را نیز آزاد کند." جالب اينست که دبیر انجمن صنایع نساجی از رئیس جمهور امریکا و اروپا تقاضا نمیکند که تحریم ها را بردارند، بلکه از احمدی نژاد که تازگی در سفر ینگه دنیا هم گفت که تحریمهای خارجی دولت ایشان را قویتر میکند، این تقاضا را دارد! اما محمد مروج حسینی رئیس انجمن صنایع نساجی ایران در پاسخ به حل این معضلات گفت: "در چنین شرایطی چنانچه وزارت جهاد کشاورزی قصد حمایت از تولید داخلی را دارد، باید در مرحله اول تدابیری برای تامین نیاز واحد های نساجی کشور به پنبه اتخاذ کند و از سوی دیگر با دیگر مکانیزم های حمایتی کشاورزان را نسبت به افزایش سطح زیرکشت پنبه ترغیب کند. پیشنهاد مشخص انجمن صنایع نساجی ایران طی سال های اخیر این بوده است که بابت هر یک کیلوگرم تولید پنبه ١٥٠ تومان یارانه به کشاورز پرداخت شود." این آقای رئیس دیگر انگاری اصلا در ایران زندگی نمیکند و خبر هم ندارد که دولت دارد خودش را جر میدهد که یارانه ها را قطع کند، حالا ایشان دارد پیشنهاد پرداخت یارانه های جدید میدهد. بهرحال معضلات و معادلات غيرقابل حل همانگونه كه ملاحظه ميكنيد زياد است. تحريمها، تعطيل واحدهاي توليدي و بيكاري صدها هزار نفره كارگران. این گوشه ای از وضعيت اقتصاد ایران است که ٣١ سال در دست حکومت محتکرین، قاچاقچی ها و بازار سیاه راه اندازهاست، بجز پنبه که امروز فهمیدیم به علت عدم اطلاع این مفتخواران بازار سیاه نداشته، راستی کدام مایحتاج مردم تا امروز عامل پول دارشدن دارودسته های حکومتی و درنتیجه فقر و گرسنگی و محرومیت اکثریت مردم شریف و زحمتکش ایران نشده است؟ و مدتهاست که مردم اعلام کرده اند که راه حل تمام این معادلات ومجهولات این است که از دست این حکومت خلاص بشوند. پاسخ مشکل فقر و گرسنگی، بيكاري چندين ميليوني، کار کودکان، تن فروشی، اعتیاد، بی حقوقی زن، محرومیتهای جوانان و هزاران مشکل اجتماعی دیگر مردم ایران این است که جمهوری مفتخوران میلیاردر را براندازیم. این مفتخوران جایشان نه بر مسند قدرت تصمیم گیری بلکه در گوشه های زندان و دیوانه خانه هاست.*

Inga kommentarer:

Skicka en kommentar